صفحه اصلی
آمادگی کنکور ارشد
کنکور دکتری
دوره های تکمیلی
برنامه مشاوره رایگان
همایشهای هدایت تحصیلی
همگام آنلاین
تالیفات
درباره ما
خرید کتاب
   آقای میثم عاروان- رتبه 18 گرایش مهندسی صنایع -مهندسی صنایع

مصاحبه اختصاصی دپارتمان تخصصی مهندسی صنایع پژوهش با مهندس میثم عاروان، رتبه 18 کنکور مهندسی صنایع-صنایع

دروس تخصص

آمار و احتمال

تحقیق 1و2

زبان

معدل

رتبه ی صنایع

44.44

20.00

26.67

62.22

17.48

18

اقتصاد

آمار واحتمال

ریاضی

تحقیق

زبان

معدل

رتبه سیستم

رتبه بهره وری

رتبه آینده پژوهی

رتبه دانش

10

53.33

5

54.39

66.67

17.48

156

67

39

50

رتبه در 2 آزمون جامع دپارتمان تخصصی مهندسی: 31 - 19
 1.با سلام؛ در ابتدا تشکر می‌کنم به خاطر وقتی که برای مصاحبه اختصاص دادید. کمی خود را معرفی کنید و بفرمایید مقطع کارشناسی را در چه رشته و دانشگاهی گذراندید؟

خواهش می کنم. امیدوارم این مصاحبه مفید باشه برای دوستان.

من میثم عاروان هستم فارغ التحصیلرشته ی مهندسی صنایع از دانشگاه آزاد-تهران جنوب ورودی 85

2.در زمان دبیرستان و کارشناسی وضعیت تحصیلی شما به چه صورت بود؟

زمان دبیرستان هر چند اکثراً بین بچه درسخونا حساب می شدم اما شیطنت و بازیگوشی زیاد داشتم و کلاً نمی دونستم اصن چرا باید درس خوند. تو دوران پیش دانشگاهی هم این قضیه برقرار بود البته کمتروخیلی زوداز درس خوندن حوصلم سر میرفتواین شد کهاز دانشگاه آزاد سر در آوردم.اما تو دانشگاه خیلی چیزا عوض شده بود. درکم نسبت به موقعیت و جایگاهم و آینده تغییر کرده بود و باعث شده بود اهمیتم نسبت به درس بیشتر بشه و با این حال که تقریباً کل مدت تحصیلم رو پاره وقت و نیمه وقت کار می کردم اما تو اکثر ترم ها بین 3 نفر اول رشتم بودم.

3.با توجه به اینکه دوره کارشناسی را در دانشگاه آزاد خوندید چه طور تونستید به این موفقیت دست پیدا کنید؟

فکر کنم تو صحبتای بالا میشه رد پای جواب این سوال رو دید. در واقع تحلیل خودم اینه که من تو دوران دبیرستان و پیش از کنکور در واقع نه به مفهوم واقعی موفقیت و هدف و نه به دید واضحی از آینده دست نیافته بودم. مهمتر از این به خود باوری کامل هم نرسیده بودم که تو اون سن و سال خیلی طبیعیِ و اصلاً ذات نوجوونیه این چیزا که باعث شد با اصرار پدرم تو اولین کنکورم برم دانشگاه آزاد.

اما شرایط کنکور کارشناسی خیلی متفاوت تره. خوب آدم از لحاظ شخصیتی بیشتر جا افتاده وبه توانایی های خودش واقف تر شده. می تونه واسه آینده برنامه ریزی کنه. چشم انداز تعیین کنه و برای هدفش بدون خستگی و نا امیدی تلاش کنه.

یه چیز دیگه اینکه من دیگه نمی خواستم واسه تحصیل تو دانشگاه هم مورد تحمیل امکانات کمتر قرار بگیرم و هم اینکه واسه اون امکانات کمتر هزینه ی بیشتری بپردازم. این اولین انگیزه ی من بود اما این فقط واسه روزانه قبول می­خوام شدن کافی بود و واسه ی یه رتبه ی زیر 20 بازم کار داشتم که در ادامه صحبت می کنم در موردش...

4.در مورد روند درس خوندنتون صحبت کنیم، از روزی که خوندن رو برای کنکور کارشناسی ارشد شروع کردید رو به بازه‌های زمانی دو ماهه تقسیم کنید و بگید تو هر بازه چه قدر درس میخوندید؟

اسفند و فروردین

هنوز استارت نزده بودم


اردبیهشت و خرداد

هنوز استارت نزده بودم


تیر و مرداد

از 25 تیر استارت زدم و با درس های احتمال-تحقیق در عملیات- کیفیت پروژه-زبان شروع کردم. به شدت درس خوندنم خیلی زیاد نبود چون با صحبتایی که با دوستامداشتم فهمیده بودم که تابستونو نباید فشار آورد و بیشتر پیوستگی ِ در خوندن مهمه. ساعت درس خوندنم تو این دو ماه روزی 5 ساعت با محاسبه ی کلاسا بود. هر درسی که میخوندم با فاصله ی کمتر از 5 روز تستشم می زدم و اصلاً نمی ذاشتم تستی جا بمونه. (البته از منابعی که تعیین کرده  بودم)

شهریور و مهر

شهریور رو درست مثل دوره ی تیر و مرداد گذروندم با این تفاوت که چون وقت اضافی آورده بودم اقتصادم شروع کردم و یه مروری کردم. اما مهرماه با انگیزه ای که واسه آزمونا داشتم ساعات درس خوندنم رو بالا بردم و تقریباً تمام درسایی که تو تابستون خونده بودم رو مرور کردم.در مورد زبانم بگم که پیوستگی خوندن زبان واسه من هیچ وقت قطع نشد و تا دم کنکور زبان همیشه و شاید هر روز تو درسایی بود که میخونم یا تست می زدم . یه جورایی زبان زنگ تفریح درس خوندنم بود .تست زدنم تو این دوره بیشتر به تستایی محدود میشد که تو دوره ی تیر و مرداد و شهریور علامت دارشون کرده بودم.البته به غیر از آمار که کل تستای 2 جلد و تو این ماه یه باردیگه زدم. ساعت درس خوندنم تو مهر به روزی 9 ساعتم رسید که تا کنکور هیچ وقت تکرار نشد !!!

آبان و آذر

از آبان به بعد یه افتی تو درس خوندنم داشتم که غیر طبیعی هم نبود. خوب یه مدتی نسبتاً طولانی فقط درس میخوندم و فشار زیادی بهم اومده بود. اماهیچ وقت ناامید نشدم و کم نیاوردم. یادمه هر روز با خودم حرف میزدم خودم و با یه رتبه ی خوب تصور می کردم و خلاصه به خودم روحیه می دادم تا این دوره بگذره. از اینجا به بعد و با آزمونا جلو رفتم و تقریباً هیچ وقت از آزمونا جلو نزدم و هیچ وقتم عقب نیوفتادم. همه ی درسا هم با هم می خوندم و هیچ درسی رو کنار نذاشتم. واسه درس خودنم برنامه میریختم طبق برنامه ی آزمون و باهاش پیش میرفتم.مثلاً هفته ی اول آمار و احتمال و 2 تا تخصصی و می خوندم و تست می زدم. هفته ی دوم تحقیق و 3 تا تخصصی و میخوندمو تست می زدم و هفته ی سوم مرور این درسا و زدن دوباره ی تستایی بود که تو دوره های قبلی به هر دلیلی علامت دارشون کرده بودم. ساعت درس خوندنم تو سه ماهه ی آبان و آذر و دی 8 ساعت بود و با انحراف معیار پایین.

دی و بهمن

دی و بهمن انگیزه واسه تلاش بیشتر بود اما حال تلاش کردن کمتر. البته از اول کنکور هدفم این بود که به روش کنیایی درس  بخونم !!!!!!!!!(داستانش اینه که کنیایی ها تو دو میدانی یه روشی ابداع کردن که مثلاً تو دوی 1800 متر 1600 متر اصن تو سه نفر اول نیستن و تو فضای بدون مقاومت هوای پشت رقبا می دون اما تو 200 متر آخر از خستگی رقبا استفاده می کنن و جلو میزنن) منم انرژی مو گذاشته بودم واسه این دو ماه که البته هر چند که با اون چیزی که خودم تو فکرم بود زمین تا آسمون فرق داشت اما به نظرم یکی از عوامل مهم موفقیتم بود.خلاصه دی ماه که به شیوه ی قبل و بهمن اما فقط مرور و تست و مرور وتست بود. نوسانات فکری تو این دوره خیلی بیشتر بود بعضی اضطراب های بی مورد مثلاً اینکه رتبه ی 1 نشی !!!!!!!!!! یا صبح کنکور خواب بمونی و اینا بود اما خیلی زود گذر. اصولاً اینجور وقتا با خودم حرف می زدم و حلش می کردم. باور کنید آدم منظقی و حرف گوش کنیم.اینم بگم که آزمونا خیلی کمک می کرد تا بدونم کجا هستم  و در واقع چند چندم!!! اما متاسفانه یا خوشبختانه من در مورد کنکور خیلی آرمان گرایانه فکر می کردم و حتی یه رتبه ی زیر بیستم(غیر از یک) این آخرا میتونست روم تاثیر منفی بذاره اما همیشه امیدم به 100 متر آخر بود!!!! می دونستم تو اون 100 متر آخر خیلی چیزا عوض میشه و خیلی از رقبا خسته میشن و خلاصه خودم رو با روحیه نگه می داشتم تا بهتر و موثر تر درس بخونم.

5.آیا شما در کلاس‌های پژوهش شرکت کردید و در صورت شرکت آیا با کلاس‌ها همگام بودید؟ به نظر شما تأثیر کلاس‌ها در موفقیت شما تا چه حد بود؟

بله . من کلاسای آمار و احتمال دکتر ایوزیان و کنترل موجودی دکتر عبداله زاده رو شرکت کردم و فکر کنم با توجه به محدودیت هام جواب بهینه گرفتم. واقعاً بدون این کلاسا کلی وقت از دست می دادم و این لااقل بود. هرچند تو کنکور آمارو خیلی خوب نزدم اما این یه اتفاق یا دقیق ترین تاکتیک بود چون واقعاً سوالای امسال نرمال نبودن.موجودی هم که رتبمو مدیونشم و از 10 تا سوال 9 تاشو زدم و همش درست.

6.با وجود اینکه رشته کارشناسی شما صنایع بود اما در کلاسهایی مثل آمار موسسه شرکت داشتی؛چه لزومی در این کار میدیدی؟

راستش من لیسانسو 9 ترمه گرفتم چون درگیر کار بودم و واحد کم بر می داشتم. این مسئله از این جهت واسه من مشکل ساز بود که فاصله ی زیادی بین زمانی که من درسای کنکورو خوندم و پاس کردم و زمانی که واسه کنکور قرار بود بخونمشون  افتاده بود و تقریباً همشونو غیر از کیفیت و پروژه و البته زبان فراموش کرده بودم. و اگر می خواستم خودم شروع کنم به خوندنشون وقت زیادی می طلبید و البته کیفیت هم حتماً کمتر می شد. گذشته از این صحبتا چیزی که تو کلاسای دانشگاه بهمون گفته میشد خیلی با چیزی که تو کنکور ازمون می خواستن فرق داشت و اصلاً سطحشون قابل مقایسه نبود که این قضیه نیاز به کلاس کنکور و بیشتر می کرد.

7.در آزمون‌ها چه طور؟ به نظر شما سطح سوالات، طراحی اساتید تا چه حد شبیه به کنکور ارشد بود؟ در مورد رقابت این آزمون‌ها چه طور؟ آیا رقبای اصلی تون رو در این آزمون‌ها دیدید؟

به نظرم رتبه ها، تفاوت رتبه های کنکور آزمایشی موسسه و کنکور اصلی نشون میدن، که غیر از چند مورد استثنا بچه هایی که رتبه های زیر 20 داشتن همون رتبه ها رو تو کنکورم تکرار کردن ( البته با اختلاف کمی). این خودش صحه گذاری بر شبیه سازی خوب و موثر آزموناست.

خوب آدم به رقابت رشد می کنه و انگیزه می گیره دیگه. اگر رقابتی نمی بود من خودم با انگیزه ی کمتری درس میخوندم . آزمون یه راه خوب برای گرفتن بازخورد از درس خوندن آدمه. آزمون آدمو تو جو کنکور نگه میداره و خیلی چیزای دیگه...

یه نکته ی مهم در مورد آزمونا واسه من این بود که من تو هر آزمون یه استراتژی داشتم و تقریباً به تعداد آزمونا استراتژی پیاده کردم تا بهترینشونو تو کنکور به کار بگیرم. منظورم از استراتژی ترتیب درسا، زمانی که به یه درس اختصاص می دادم ، برگشت به عقبا و این طور چیزا بود.

8.برنامه های شخصی شما با آزمون های پژوهش هماهنگ بود؟اصلا چه لزومی در این هماهنگی میدیدی؟

بله. خوب وقتی من آزمونای پژوهشو دنبال می کردم اونا رو به عنوان مایلستون های پروژه ی کنکورم می دیدم و اونا تعیین می کردن که کجای کارم، ضعفام چی هستنو نقاط قوتم کجان. در مورد کلاسا هم همینطور بود و همراهی برنامه ی شخصی با برنامه ی کلاسا کار رو واسم آسونتر می کرد و موثرتر درس می خوندم.

9.نحوه تست زدن شما به چه صورت بود؟ در واقع منظورم اینه که چه نسبت درس میخوندید و چه نسبت تست می­زدین؟ و آیا روش خاصی برای تست زدن داشتید؟

خوب تا آخر پاییز که درسا تموم شدن نسبت درس خوندنم یه کوچولو بیشتر از تست زدن بود اما بعد از پاییز داستان کلا عوض شد و اصلا درس خوندنی وجود نداشت فقط دوره بود و تست زدن شاید 80% زمان درس خوندنم رو شامل میشد.

تنها نکته ای که تو تست زدن من بود این بود که تست های نکته دار، سخت و ... رو با علامتهایی مشخص می کردم و تو دوره های بهمن ماه دیگه تستای تابلورو نمی زدم تا تو وقتم صرفه جویی بشه.

10.منابع شما برای کنکور ارشد در درس‌های مختلف چی بود و چه منابعی پیشنهاد می‌کنید برای داوطلبان؟

نام درس

منابع

زبان

504-essential words—کتاب مهندس نعمتی- کتاب مدرسان شریف-grammar in use (intermediate)

تحقیق

جزوه ی استاد زاهدی-کتاب تست ج 1و2 استاد زاهدی

آمار

جزوه ی دکتر ایوزیان-کتاب تست 2 جلدی دکتر ایوزیان-2 هزار تست دکتر ایوزیان

طرح ریزی

کتاب دکتر نیکوفکر

کیفیت

جزوه ی دکتر سلیمانی(استاد تهران حنوب) کتاب دکتر سقایی-کتاب دکتر امیری-کتاب مونتگومری

پروژه

کتاب دکتر سبزه پرور

موجودی

جزوه ی دکتر عبداله زاده-کتاب راهیان ارشد قدیم و جدید

اقتصاد

کتاب دکتر امیری و کتاب دکتر باقر پور

11.آیا از ابتدا به رشته صنایع علاقه داشتید و چطور شد که این رشته را انتخاب کردید؟

یادم نمی یاد چی شد. اما به نظر گلابی و متفاوت و باحال بود.

هنوزم گلابی و متفاوت و باحاله و البته تازه داره به جاهای جالب  می رسه.

12.زمانی که احساس می‌کردی خسته از درس خوندنی یا به هر دلیلی نا امید می‌شدی، چه کار می‌کردی؟ چه کار می‌کردی که دوباره به مسیر کنکور برمی‌گشتی؟

گفتم دیگه؛تصویر سازی ذهنی میکردم. زحمتامو مرور می کردم تا یادم بیوفته تلفشون نکنم. با خودم حرف می زدم. چشامو می بستم و یه کم ریو سواری می کردم J (ریو جایزه دپارتمان صنایع برای رتبه 1 سال 90 بود!)

البته الان بچه ها باید سوار چک 10 ملیونی بشن.

13.   کاری هست که از انجام ندادنش افسوس بخوری؟ در این مورد چه توصیه‌ای برای داوطلبین داری؟

هرگز!!!!!!!!! شاید بعضی وقتا تو یه روز بیشتر از درس خوندن PES بازی می کردم و یا تو رویا بودم یا حوصله ی درس خوندن نداشتم اما هیچ وقت حسرت شونو نمی خوردم چون به جاش و با توجه به شرایطم جبران کردم و کاری رو کردم که آسون نبود و فقط 17 نفر بهتر از من انجامش دادن که البته حتماً خیلی هاشون حتی از من با استعداد تر هم بودن (چیزی که از دستمون خارجه) و شرایط بهتری داشتن.

توصیم اینه که تو این مدت باقیمونده بدون توجه به اینکه تا حالا چه کردن وچه قدر خوب بودن و رتبه ی آزموناشون چند بوده با تمام وجود واسه هدفشون تلاش کنن، فارق از نتیجه.هیچ تلاشی بی ثمر نمی مونه و هیچ انرژی نابود نمیشه. کاری کنن که پشیمونش نشن .

14.در دو زمان میخوام بدونم چه رتبه ای از خودت متصور بودی؟یکی نزدیک بهمن و قبل از کنکور و یکی هم اسفند و بعد از کنکور؟

1 و 1 بدون تخیل و تعارف

15.در زمان درس خوندن برای کنکور تفریح هم داشتی؟ چقدر وقت صرف تفریحاتتون می کردین در طول هفته؟

من تا اول مهر جمعه ها کلا تعطیل بودم. از مهر به بعد هم جمعه ها فقط 2-3 ساعت درس میخوندم غیر از 3 هفته ی آخر.

در طول هر روزم به ازای هر 1.5 ساعت درس خوندن 0.5 ساعت PES بازی می کردم که البته رو تمرکزم تاثیر داشت یا ورزش می کردم یا سایت دکتر رو چک می کردم و ..... فیلم هم میدیدم ( به خودم میگفتم واسه زبانت خوبه J راستش هنوزم به همین بهونه فیلم می بینم.)

16.چه کسانی تو این راه پر پیچ و خم کمکت کردن و در موفقیتت بیشترین تأثیر را داشتن؟

مادرم خیلی تو این پروسه ی سخت کمکم کرد (یا بهتر بگم تحملم کرد.آخه آدم، بد اخلاق میشه وقت درس خوندن)

دوست عزیزم مهندس اشکان امیدوار رتبه ی 12  سال 90 یکی از موثر ترین کسایی بود که تو این راه کمکم کرد و مشاوره هاش واقعاً به کارم اومدن .

دکتر ایوزیان واقعاً دید خوبی از کنکور و درس خوندن بهمون می داد چه زمانی که سر کلاسش بودیم و چه از طریق سایتشون.

میثم عاروان هم خیلی وقتا از نا امیدی نجاتم داد.!!!!

و البته در کنار اینا و یا بالاتر از اینا چیزایی بود که از پدرم آموخته بودم و هر لحظه تا آخر عمر کمکم می کنن وشاخص ترینشون  پشتکار بود.

از همشون صمیمانه سپاسگذارم.

17.تو بحث ارشد مهندسی صنایع، اگه به عقب برگردی بازم برای کنکور همین دپارتمان صنایع پژوهش با این کادر اساتیدرو انتخاب می کنی؟

قطعاً همینطوره. موسسه ی پژوهش تنها موسسه ای که به طور تخصصی به کنکور مهندسی صنایع می پردازه و اساتیدش بهترینای این کارن. در مورد آزمونا هم که واضحه با این جامعه آماری رقیبی واسش وجود نداره

18.به عنوان سوال آخر برامون از اون چند ماه (آخر بهمن تا اول اردیبهشت) که احتمالاً هم با کلی فکر و خیال گذشته که چه رتبه‌ای در انتظارمه، بگید؟

من سربازی بودم این چند ماهو( از پس فردای کنکور!!!) و سخت تر از روال معمول گذشت برام. البته خیلی استرس رتبه نداشتم اما سربازی بد جوراذیتم میکرد و دوست داشتم هرچی زودتر تموم شه.

ممنون از وقتی که به ما دادی تا بتونیم تجربیات خوبت رو به سایر داوطلبین انتقال بدهیم.

خواهش می کنم. آرزوی موفقیت دارم برای همه ی دوستانی که تو این راه دارن تلاش می کنن و امیدوارم هرکس مزد زحماتشو بگیره.

آدرس: ضلع جنوب غربی میدان ولیعصر؛ جنب سینما قدس، کوچه مینو؛ پلاک 132؛ موسسه آموزش عالی آزاد پژوهش   تلفن تماس: 021-86741
© تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دپارتمان تخصصی مهندسی صنایع موسسه آموزش عالی آزاد پژوهش می باشد .