صفحه اصلی
آمادگی کنکور ارشد
کنکور دکتری
دوره های تکمیلی
برنامه مشاوره رایگان
همایشهای هدایت تحصیلی
تالیفات
درباره ما
خرید کتاب
   آقای امیر فروغی - رتبه 1 گرایش سیستم های اقتصادی و اجتماعی

 

مصاحبه اختصاصی با آقای امیر فروغی رتبه 1 گرایش مدیریت سیستم های اقتصادی و اجتماعی سال 90

زبان

ریاضی

آمار و احتمال

تحقیق 1

اقتصاد 1و2

تئوری مدیریت

معدل موثر

رتبه سیستم

رتبه بهره وری

20

83.33

88.89

93.33

71.67

0

18.21

1

3


1.با سلام؛ در ابتدا تشکر می‌کنم به خاطر وقتی که برای مصاحبه اختصاص دادید. کمی خود را معرفی کنید و بفرمایید مقطع کارشناسی را در چه رشته و دانشگاهی گذراندید؟

با نام خدا. امیر فروغی هستم. در حال حاضر سال دوم کارشناسی ارشد مهندسی صنایع، گرایش سیستم­های اقتصادی و اجتماعی هستم. بنده در مقطع کارشناسی، مهندسی راه­آهن، گرایش حمل و نقل ریلی، دانشگاه علم و صنعت بودم.

 

2.در زمان دبیرستان و کارشناسی وضعیت تحصیلی شما به چه صورت بود؟

در زمان دبیرستان جز دانش­آموزان متوسط رو به بالا بودم. رتبه کنکور هم خیلی خوب نبود، فکر کنم از لحاظ رتبه، نفر آخری بودم که مهندسی راه آهن قبول می شد. ولی در دوره کارشناسی، 2 سال اول نفر اول گرایش بودم، ولی به علت کم شدن (به نوعی از بین رفتن) انگیزه، برای درس ها تلاش کمتری می کردم و در پایان سال پنجم، رتبه 4 ام کلاس بودم.

البته، تنها مشکل من درس های عمومی مثل اندیشه اسلامی، انقلاب اسلامی و ... بود که بالاترین نمره ای که از این دروس گرفتم، 13.5 بود!

 

3.شما حمل و نقل ریلی خونده بودید. آیا از ابتدا به رشته صنایع علاقه داشتید و چطور شد که این رشته رو برای ارشد انتخاب کردید؟

نه، به بعضی از مباحث صنایع علاقه ای نداشتم. صرفا به دلیل اینکه به ریاضی، احتمال و تحقیق علاقه داشتم و اینه به 4 زبان برنامه نویسی مسلط بودم این گرایش را برای امتحان انتخاب کردم (و البته به قول دوست عزیزم آفای خاکبازان، به دلم افتاد که این رشته رو انتخاب کنم)، در آخر برنامه­نویسی حذف شد و به جای آن درس مزخرف اقتصاد رو قرار دادند.

 

4.آیا سال اولی بود که در آزمون ارشد شرکت داشتید؟

بلی

 

5.می­خوام در مورد روند درس خوندنتون صحبت کنیم، از روزی که خوندن رو برای کنکور کارشناسی ارشد شروع کردید رو به بازه‌های زمانی دو ماهه تقسیم کنید و بگید تو هر بازه چه قدر درس میخوندید؟

در تیر ماه، آقای خاکبازان فایل excel به ما دادن و گفتن که استفاده از این فایل، تو برنامه ریزی موثره. من طبق فایلی که آقای خاکبازان (دکتر) تنظیم کرده بودند، برنامه ریزی کرده بودم و با دقت تمام، آخر هر هفته اون فایل رو پر می کردم. بر طبق اون فایل:

اسفند و فروردین

تو باغ نبودم!

اردبیهشت و خرداد

تازه تصمیم گرفتم که مستقیم ارشد راه آهن برم یا کنکور بدم!

تیر و مرداد

دنبال موسسه خوب بودم، و تازه تصمیم گرفتم که صنایع شرکت کنم یا سیستم- ماه مرداد، با روزی 2 ساعت شروع کردم و تا پایان ماه، به روزی 3 ساعت رسوندم!

شهریور و مهر

بیشترین زمان = 1969 دقیقه در هفته، کمترین زمان= 973 دقیقه در هفته (جمعه ها هم کلا درس نمی خوندم)

آبان و آذر

بیشترین زمان = 2224 دقیقه در هفته، کمترین زمان= 1710 دقیقه در هفته (جمعه ها هم کلا درس نمی خوندم)

دی و بهمن

ماه اول حدودا روزی 7 الی 8 ساعت، ماه دوم حدودا 4 الی 5 ساعت (جمعه ها هم کلا درس نمی خوندم)

 

 

6.در مورد تفاوتی که کنکور کارشناسی و کارشناسی ارشد با هم دارند برامون بگید؟ و به نظر شما این تفاوت در کدام بخش این دو کنکور است؟

واقیعتش، من اصلا حال و هوای کنکور کارشناسی رو یادم نمیاد. ولی مهمترین تفاوت، به خود دانشجو ها بر می گرده که همون بلوغ فکریشونه، آخه می دونن که چی می خوان بخونن و برای چی می خوان بخونن. حداقل برای من اینطوری بود. مثلا من هیچ ایده ای از اینکه چه هدفی دارم که می خوام کنکور کارشناسی بدم، نداشتم و صرفا به خاطر اینکه دوستانم برای کنکور می خوندن، من هم خوندم. ولی در پایان دوره کارشناسی، چون هدفم کاملا مشخص بود تصمیم داشتم کنکور بدم.اتفاقا انگیزه خیلی زیادی هم برای کنکور دادن داشتم، به طوری که موقعیت مستقیم ارشد رفتن (برای رشته مهندسی حمل و نقل ریلی) نادیده گرفتم و برای کنکور برنامه ریزی کردم.

 

7.آیا در کلاسهای پژوهش شرکت داشتید و به نطر شما لزوم شرکت در کلاس چیست؟

بلی، صرفا آمادگی برای کنکوری خوندن! آخه در طول 4، 5 سال ما فقط یه طور درس می خوندیم که یا درس رو پاس بشیم، یا مثلا یه طور درس می خوندیم که می دونستیم 3، 4 تا سوال بیشتر قرار نیست بیاد. به خاطر همین حتما لازم بود که اولا هم با فضای کنکور و سوالای کنکور آشنا بشیم، و مهمتر اینکه یاد می گرفتیم چطور برای کنکور درس بخونیم.

 

8.در آزمونها چطور، شرکت داشتید؟به نظر شما سطح سوالات، طراحی اساتید تا چه حد شبیه به کنکور ارشد بود؟ در مورد رقابت این آزمون‌ها چه طور؟ آیا رقبای اصلی تون رو در این آزمون‌ها دیدید؟

بلی.سطح سوالات بطور میانگین، از سطح کنکور بالاتر بود. ولی استادا خیلی هوشمندانه، بعضی کنکور ها رو سخت می گرفتن، بعضی ها رو آسون، که این خیلی کمک می کرد که برای هر تیپ سوال کنکور آماده باشیم و سر جلسه شوکه نشیم.

رقابت عالی و خیلی سخت بود و مطمئنم که از بقیه ی موسسه ها بهتر بود. مثلا، یکی از بچه هایی که موسسه پارسه همیشه رتبه 1 و 2 میگرفت، یه آزمون اومد شرکت کرد، رتبش شد 25! توی کنکور اصلی هم رتبش 27 شد.

بلی، واقیعتش من همیشه فکر می کردم که قراره رتبه یک، خانم حسینی یا آقای ابراهیم زاده بشن، چون میانگین رتبه هاشون از من پایین تر بود. در حال حاضر با هر دو عزیز هم، همکلاسی هستم!

 

9.برنامه های شخصی شما با آزمون های پژوهش هماهنگ بود؟اصلا چه لزومی در این هماهنگی میدیدی؟

من همیشه خودم رو به برنامه آزمون می رسوندم، ولی همیشه از برنامه شخصیم عقب تر بودم. مثلا، من برنامه داشتم که تحقیق و احتمال 4 بار، و ریاضی رو 3 بار مرور کنم. ولی در کل، تحقیق و احتمال رو بیشتر از 3 بار نتونستم بخونم و ریاضی 1 هم 2 بار بیشتر مرور نکردم، و اصلا ریاضی 2 رو تموم نکردم که بخوام مرور کنم!!

ما برای هر آزمون، 2 یا 3 هفته وقت داشتیم. من برای 2 هفته یا 1.5 هفته اول، از برنامه خودم پیش می رفتم. و ما بقی وقتم را برای آزمون می گذاشتم.

ولی در کل، همین برنامه آزمون ها بود که به من یه مسیر کلی برای برنامه ریزی می داد و باعث موفقیتم هم شد.

 

10.نحوه تست زدن شما به چه صورت بود؟ در واقع منظورم اینه که چه نسبت درس میخوندید و چه نسبت تست میزدید؟ و آیا روش خاصی برای تست زدن داشتید؟

من موقع درس خوندن، نکات اون درس رو تویه کتاب یا برگه می نوشتم. بعد از 1 ساعت، یا بعد از 1 روز یا نهایتا 2 روز، تست مربوطه رو می زدم. قبل از تست زدن هم، اول نکته ها رو می خوندم و بعد شروع می کردم به تست زدن. ولی در کل، روند خاصی نداشتم برای درس و تست زدن. هر چه قدر درس طول می کشید، درس می خوندم، و بستگی به کتابی که داشتم و تعداد تستهاش، تست می زدم.

 

 

11.منابع شما برای کنکور ارشد در درس‌های مختلف چی بود و چه منابعی پیشنهاد می‌کنید برای داوطلبان؟

نام درس

منابع

احتمال

دکتر ایوزیان  جزوه کلاس

تحقیق

کتاب نارنجی و سرمه ای زاهدی سرشت- جزوه کلاس

اقتصاد

جلد 1 دکتر نظری (پیشنهاد: جلد 2 کتاب دکتر نظری)

ریاضی

جلد 1 ریاضی 1 و 2  جزوه کلاس (پیشنهاد: جلد 2 کتاب های ریاضی 1 و 2)

زبان

504 تا نصفه خوندم- آزمون های پژوهش برام کافی بود

 

12.زمانی که احساس می‌کردی خسته از درس خوندنی یا به هر دلیلی نا امید می‌شدی، چه کار می‌کردی؟ چه کار می‌کردی که دوباره به مسیر کنکور برمی‌گشتی؟

من روزی که در موسسه پژوهش ثبت نام کردم (دقیقا خاطرم هست، 15 تیر 89) روی یک کاغذ نوشتم "تو نفر دوم کنکور هستی" و این کاغذ را روی شیشه کتابخانه اتاقم چسباندم و با خودم تصور کردم که اگر من نفر دوم بشم، یه روی پلاکارت بزرگ روبروی در دانشکده مهندسی راه آهن، اسم من را می نویسن و من در حالی که لبخند میزنم، از پله های ورودی دانشکده بالا میرم. هر وقت من صبح از خواب پا می شدم و به این کاغذ نگاه می کردم، این تصویر برام زنده می شد. هر شب قبل خواب هم هر وقت این کاغذ رو می دیدم، به همین تصویر فکر می کردم. به قدری این تصویر ذهنی به من روحیه و انرژی می داد که می خواستم صبح ها، زودتر درسم رو شروع کنم، یا شبها، زودتر بخوابم تا زودتر صبح شه !!! (البته، من هیچ وقت رتبم 2 نشد و رتبم 1 شد، و هیچ وقت دانشکده این کار رو برام انجام نداد و هیچ پلاکاردی نزد و اصلا هیچ کاری نکرد!! )

هر وقت هم من از درس خوندن خسته می شدم و کاری نمی کردم، شب وقتی به خونه بر می گشتم، دوباره روبروی این کاغذ می ایستادم و دوباره به همون تصویر ذهنی فکر می کردم. این کار باعث این می شد که انگیزه بگیرم و دوباره از نو شروع کنم.

ولی چند تا کار دیگه هم همزمان می کردم که باعث می شد من از درس زده نشم، من روزهای زوج، سر تمرین بسکتبال دانشگاه می رفتم و تمرین می کردم، به قدری پشتکار داشتم که برای مسابقات بین دانشگاهی، برای تیم انتخاب شدم، که این امر به من روحیه می داد.

همچنین، من روی مقاله ISI هم کار می کردم و وقتی که آبان یا آذر ماه نتیجه اش اومد که پذیرفته شده، باز هم روحیه و انرژی ام زیاد تر میشد.

کلاس زبانی هم که می رفتم، باعث می شد حداقل برای چند ساعت در روزهای فرد، از حال و هوای کنکور بیرون بیام.

در ضمن، هیچ هفته ای نبود که من حداقل 3، 4 ساعت رو با دوستام نگذرونم (بیشتر جمعه ها) و شوخی ها و برنامه هایی که داشتیم هم تو روحیه ام تاثیر گذار بود.

یعنی هیچ وقت من خودم رو 100% مطیع کنکور نکردم و یه زمان هایی رو برای ورزش، تفریح و کارهای دیگه هم کنار گذاشته بودم، ولی الویت با کنکور بود.

 

13.کاری هست که از انجام ندادنش افسوس بخوری؟ در این مورد چه توصیه‌ای برای داوطلبین داری؟

خاطرم نیست،مطمئنااون زمان به خاطر خیلی از کارام توی مسیر کنکور،افسوس خوردم،ولی بعد از 2 سال،چیز مهمی نیست که تاالآن ذهنم رو به خودش مشغول کرده باشه.

 

14.در دو زمان میخوام بدونم چه رتبه ای از خودت متصور بودی؟یکی نزدیک بهمن و قبل از کنکور و یکی هم اسفند و بعد از کنکور؟

من حدس می زدم رتبم به دانشگاه شریف بخوره.

روز قبل کنکور من بیمارستان بستری شدم، زمانی که زیر سرم، رو تخت بیمارستان بودم احساس می کردم نتیجه این همه درس و تلاش پوچ میشه ...

ولی ... ساعت 11 شب که مرخص شدم با خودم گفتم حتما حکمتی داشت که من این موقع مریض بشم و این ساعت مرخص بشم، به خاطر همین به شدت اعتقاد پیدا کردم که رتبم عالی خواهد شد. بعد از کنکور هم همون حس و حال شب قبل رو داشتم، خیلی خیلی خوشحال بودم و می دونستم حتما که زیر 10 می شم.

 

15.در زمان درس خوندن برای کنکور تفریح هم داشتی؟ چقدر وقت صرف تفریحاتتون می کردین در طول هفته؟

بلی، همانطور که گفتم من برای ورزش (تمرین با تیم بسکتبال دانشگاه)، تفریح (کوه، شهربازی، رستوران، پارک،
video games و ...)، کارهای غیر از درس مثل کلاس زبان و مقاله ISI، برنامه شدیدی داشتم و تا آخرین روز دی ماه، به برنامم پایبند بودم، ولی 20 روز آخر رو فقط رو کنکور تمرکز کردم.

 

16.چه کسانی تو این راه پر پیچ و خم کمکت کردن و در موفقیتت بیشترین تأثیر را داشتن؟

اول از همه، یعنی بیشتر از همه، پدر و مادرم، با روحیه دادن، آماده کردن تسهیلات، آرامش دادن، تشویق کردن هاشون و خیلی چیزهای دیگه

بعد از این عزیزان، برادرهام

بعد از این عزیزان، خیلی ها بودن که هم مستقیم و هم غیر مستقیم کمک کردن، مثل خاکبازان، مثل دکتر ایوزیان، مثل بعضی از دوستان و فامیل ها مخصوصا بچه هایی که با هم در حال کنکور خوندن بودیم، ولی هیچ وقت اس ام اسی که خاله ام برام فرستاد (شب قبل از کنکور، تو اون شرایط سخت روحی که داشتم) رو فراموش نمی کنم. ایشون نوشته بودند که "آرامش این است که بدانی، در هر قدمی که بر می داری، خدا کنارت است"، (یا یه همچین چیزهایی) این اس ام اس به من خیلی آرامش داد.

 

17.تو بحث ارشد مهندسی صنایع، اگه به عقب برگردی بازم برای کنکور همین دپارتمان صنایع پژوهش با این کادر اساتیدرو انتخاب می کنی؟

دوست ندارم به اون روزا برگردم، نتیجه اش خوب بود، ولی در کل سخت بود. ولی، 100% انتخاب اول و آخر من همین موسسه است.

 

18.به عنوان سوال آخر برامون از اون چند ماه (آخر بهمن تا اول اردیبهشت) که احتمالاً هم با کلی فکر و خیال گذشته که چه رتبه‌ای در انتظارمه، بگید؟

با خودم میگفتم، من کاشکی رو اون برگه می نوشتم، "امیر تو رتبه یک هستی"، چون هر چی می گذشت، بیشتر احساس می کردم که کنکورم رو عالی دادم و می تونستم این رتبه رو بگیرم.

ولی بیشتر نگران دوستانم بودم که با هم این مسیر رو گذرونده بودیم تا خودم، و دوست داشتم اونها هم خوب داده باشن (آخه هیچ کدومشون راضی نبودن از کنکورشون)!


ممنون از وقتی که به ما دادی تا بتونیم تجربیات خوبت رو به سایر داوطلبین انتقال بدهیم.

من در آخر می خوام به همه بچه ها بگم، مهمترین نکته و مهمترین آیتمی که می تونه موفقیتشون رو تو کنکور تضمین کنه، روحیه است. چون واقیعت اینه که همه بچه ها در آخر، تقریبا به یه حد مساوی از دانش می رسن، تنها فاکتوری که می تونه باعث تمایز اونا از بقیه بشه روحیه است.

 

آدرس: ضلع جنوب غربی میدان ولیعصر؛ جنب سینما قدس، کوچه مینو؛ پلاک 132؛ موسسه آموزش عالی آزاد پژوهش   تلفن تماس: 021-86741
© تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دپارتمان تخصصی مهندسی صنایع موسسه آموزش عالی آزاد پژوهش می باشد .